در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «معنی درس 23 تا پایان کتاب( بیداد ظالمان/ زال و رودابه / بهار/ برف/ نیایش» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
درس بیست و سوم/ بیداد ظالمان
1- مرگ به سراغ شما نیز خواهد آمد / و رونق روزگار شما نیز سپری خواهد شد و از بین خواهد رفت . 2- محنت و سختی، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمی کند ، شما را نیز خانه خراب خواهد کرد . 3- رنج و مصیبت روزگار به طور ناگهانی/ بر باغ و بوستان زندگی شما نیز می گذرد و طراوت و زیبایی آن را از بین می برد. 4- مرگ که به هیچ کس رحم نمی کند و دامنگیر همه می شود/ به سراغ شما نیز خواهد آمد . 5- وقتی عدالت و داد پروری عادلان، در جهان باقی نماند / پس ظلم و ستم شما ظالمان نیز پایدار نخواهد ماند. 6- وقتی فریاد و غرش شیر مردان و انسان های دلیر باقی نماند / پس این پارس کردن های شما فرومایگان و دست نشاندگانشان نیز از بین خواهد رفت . 7- باد مرگ که شمع زندگی افراد زیادی را خاموش کرده و جان آنها را گرفته است/ چراغ زندگی شما را نیز خاموش خواهد کرد و جان شما را نیز خواهد گرفت . 8- به این دنیا که همانند کاروانسرا است افراد بسیاری آمده و از آن رفته اند / پس شما نیز به ناچار خواهید مرد و دنیا را ترک خواهید کرد . 9- ای کسی که به بخت و اقبال سعادتمند خود می نازی و به آن افتخار می کنی / این خوشبختی و خوش اقبالی شما نیز سپری خواهد شد. 10- این فرصت حکم رانی و کام رانی که از انسانهای نیک به شما فرو مایگان رسیده است ، سر انجام از شما نیز خواهد گذشت و دوران توانمندی شما نیز به پایان خواهد آمد . 11- در مقابل ظلم و ستم شما صبر و بردباری پیشه می کنیم / تا دوران پر از سختی و ظلم و ستم شما نیز به پایان برسد. 12- مال و مقام این دنیا همانند آب راکد و بی حرکتی است / یقینا این آب ایستاده و راکد شما (مال و جاه شما) سر انجام به سوی نیستی و نابودی حرکت می کند. (سر انجام مال و مقام شما نیز از بین خواهد رفت) 13- ای کسی که مردم را به دست عاملان و کارگزاران درنده خو سپرده ای / این درنده خویی کارگزاران و دست نشاندگان شما نیز از بین خواهد رفت . 14- مرگ و نیستی که زندگی و بقا گرفتار حکم اوست / به سراغ کارگزاران و دست نشاندگان شما نیز خواهد آمد و به آنان نیز رحم نخواهد کرد .
درس بیست و پنجم/ زال و رودابه
1- شاه کابل دختری دارد که بسیار زیباست و چهره اش از خورشید روشن تر و درخشان تر است . 2- تمام بدن او همانند عاج سفید و روشن است/ چهره اش همانند بهشت زیبا و قامتش همچون درخت ساج ، استوار و راست است. 3- چشمانش همانند گل های نرگس باغ زیباست / و مژگانش بسیار تیره تر و سیاه تر از پر کلاغ است. 4- رودابه همانند بهشتی آراسته و زیبا است / که سرشار از زیبایی و زیور و آرامش و آسودگی است... 5- وقتی رودابه ی زیبا روی سخنان زال را شنید / فورا گیسوان خود را از سر باز کرد. 6- رودابه گیسوان کمند آسای خود را که به بلندی سرو بود گشود / گیسوان خوشبویی که هیچ کس گیسوانی به خوشبویی او ندارد ... 7- رودابه گیسوانش را از بالای کنگره قصر آویزان کرد / که به پایین و انتهای دیوار قصر رسید . 8- آن گاه رودابه از بالای قصر فریاد بر آورد / که ای پهلوان زاده ی دلیر 9- این سر گیسوی مرا از یک سو بگیر / گیسوان من باید از آن تو باشد ...
درس بیست و ششم/ بهار
- بهار زیبا با رنگ و بوی خوش فرا رسید/ با زیبایی های فراوانی که به طبیعت بخشید. 2-آسمان لشگری آماده ساخت/ با لشگری از ابر سیاه که رئیس و بزرگ آنها باد صبا است. 3-آن ابر سیاه مانند مرد سوگواری گریه می کند(بارش شدید باران)/ آن رعد مانند انسان عاشق غمگین ناله و زاری می کند. 4- گاه گاهی خورشید از میان ابرهای تیره ی بهاری مانند مرد زندانی ظاهر می شود/ که گاه گاهی بر زندانیانش گذر می کند و خود را به او نشان می دهد. 5- جهان چند روزی ناراحت و غمگین بود/ با دوای گل سفید خوش بود بهتر شد (زمستان رفت و بهار فرا رسید). 6- باران خوش بوی به شدت و پشت سر هم بارید/ و حریر نازک توری از برف بر روی زمین پهن کرد. 7- گل لاله مانند پنجه ی عروسی که با حنا رنگ شده باشد زیبای خود را نشان می دهد. 8- بلبل بر روی شاخه ی بید شروع به خواندن کرد.
برف
1- هرگز کسی به این صورت از برف نشان نداده و در عمر خود به این اندازه برف ندیده است / انگار که زمین همانند لقمه ای در دهان برف است . 2- همان گونه که دانه ی پنبه در میان پنبه قرار گرفته است / کوه ها نیز در میان برف پنهان هستند . 3- ناگهان از ترس هجوم و تاخت و تاز ناگهانی برف لرزه بر اطراف و اکناف روزگار افتاد . 4- وقتی که برف کوه ها را کاملا پوشانید همه ی موجودات از جان خود نا امید شدند. 5- چاه همه خانه ها همانند چاه المقنع است / که با گوهر جیوه مانند برف پر شده است . 6- از بس که برف در خانه ها فرو آمده و باریده است / به غیر از لقمه برف لقمه دیگری در حلق اهل خانه فرو نرفته است . 7- اگر جسم ناتوان برف از آرد یا پنبه بود/ مردم از نظر نان و لباس بی نیاز می شدند. 8- برف همانند میهمانی است که از بس به خانه مردم سر فرو می برد/ سرد و بی مزه شده و مردم از آن سیر شده اند. (ریزش برف آن چنان زیاد است که مردم از آن اشباع شده اند.) 9- اگر چه برف همه خانه و زندگی ما را سفید کرد/ خدایا تمام زندگی و هستی برف سیاه و نابود باد. 10- چنین هنگامی شادی و نشاط برای کسی مسلم است / که در روز های برفی از اسباب و وسایل خوشی و شادی بهره مند است. 11- آن کسی که از لباس و شراب و خیمه و آتش ( اسباب عیش و رفاه ) بهره مند است / به هنگام صبح بر ریزش برف مژده می دهد و اظهار شادی می کند . 12- نه افراد محتاج و تهی دستی مثل من که هر لحظه از باد و سوز بسیار سرد و زمستان / با آهی سرد برف را نفرین می کنند و از بارش آن شاد نمی شوند . 13- انسان تهی دستی مثل من دست خالی خویش را به زیر چانه اش می گذارد / و تار و پود برف را در هوا می شمارد. 14- ما همانند مر غابی هایی که برکنار آب می نشینند/ با حالتی غمگین و تهی دست دور تا دور برف نشسته ایم. 15- اگر قوت و توانایی داشتیم از نردبان برف (بارش یکریز برف) بر اوج آسمان می رفتیم که قرص خورشید را بیابیم تا دوباره شروع به تابیدن کند.
نیایش
1- خدایا ! تاریکی و ظلمت مرا به روشنایی تبدیل کن / و مرا همانند روشنایی روز بر جهان پیروز گردان. 2- ظلمت و تاریکی مرا در بر گرفته و امیدی به آینده نیست / مرا در این ظلمت و تاریکی همانند خورشید رو سپید و مؤفق گردان . 3- خدایا تو یاری رس فریاد همه مظلومان هستی / پس به فریاد من مظلوم و دادخواه برس. 4- خدایا سوگند به اشک چشم کودکان محروم / سوگند به آه سوزناک پیران ستم کشیده. 5- سوگند به خدا خدا کردن های دادخواهان و گناهکاران. 6- سوگند به نیازمندانی که از خلق احساسی بی نیازی می کنند و تنها به تو نیازمند هستند / سوگند به عاشقان مجروحی که در راه عشق غرقه به خون شده است. 7- سوگند به آنانی که از خانه و سرزمین خود دور افتاده اند / سوگند به آنانی که از کاروان عاشقان تو پس مانده اند و در مانده شده اند . 8- سوگند به دعایی که از زبان سالک نو پای راه عشق بیرون می آید / سوگند به آهی که از سر سوز و عشق بلند می شود. 9- سوگند به اشک های معطر عاشقان گریان / سوگند به قرآن و چراغ سحر خیزان. 10- سوگند به مقبولان درگاه تو که گوشه گیری اختیار کرده اند / سوگند به انسان های پاکی که از ناپاکی و آلودگی دور هستند. 11- سوگند به هر عبادتی که در نزد تو شایسته و درست است / سوگند به هر دعایی که مورد پذیرش توست. 12- که بر دل غمگین و پر خون من رحم کن / و مرا از غم و اندوه رهایی ده.
برچسب:
نویسنده: ایلیا اسماعیلی